تبليغاتX
 آرش جون

سلام دوستان گل
بعد از مدتی آپ کردم
--------
این روزا توی آیس نت هستم و دارم کلی فیلم دانلود می کنم و میبینم !
چند تا بازی هم تا آخر بردم مثل Call Of Duty 4 - Resident Evil 4 - Sillent Hill 4 انگاری من همش تو 4 گیر کردم چون دارم ورژن 4 رو همش میگیرم !
-------
چند تا فیلم توپ هست حتما باید ببینید !

اولین فیلم فریاد مورچگان هست( هرکس دیده باشه - این فیلم خدای فیلمه! کار آقای محسن مخملباف)
دومیش One Missed Call  یک تماس نا موفق حتما از دوستاتون گیرش بیارین اگه نشد بیاین کافی نت بگیرین
سومین فیلم Davin'Ci Code کد های داوینچی که مخم سوت کشید !
چهارمیش از همه بهتره   SAW IV  اره 4 - ( هرچی معما توی سری های قبلی بود برطرف میشه )
-------



 

نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 21:1 موضوع | لینک ثابت


Good For Persepolis, Good For Iranian Football
به نظر نمي‌رسيد چنين اتفاقي بيفتد. انگار قرار نبود پرسپوليس به هدفي كه مي‌خواست برسد. نيمه دوم ديدار با سپاهان تقريبا بازي يكطرفه بود اما فرصت‌هاي كمي كه در دقايق پاياني مسابقه به وجود آمد همه چيز را به نفع پرسپوليس خاتمه داد. كرنرهاي بيشمار و ضربات آزاد مي‌آمدند و مي‌رفتند اما ديوار زرد همچنان مستحكم بود و راحت به نظر مي‌رسيد. با رسيدن به لحظات پاياني مسابقه ‪ ۱۱۰‬هزار تماشاگر ورزشگاه آزادي به اين باور رسيده بودند كه اميدي به قهرماني نيست.

پرسپوليس آخرين مسابقه فصل را در حاليكه دو امتياز از مهمان خود عقب بود و براي قهرماني بايد پيروز مي‌شد، شروع كرد.

از سوي ديگر سپاهان با تساوي هم به قهرماني مي‌رسيد.

پرسپوليس خوب شروع كرد. محسن خليلي در دقيقه ‪ ۱۷‬اولين گل را وارد دروازه سپاهان كرد و چهار دقيقه بعد نيز ضربه او به تير دروازه برخورد نمود.

اما در دقيقه ‪ ۲۸‬ورزشگاه به جز عده اندكي از هواداران سپاهان كه در طبقه دوم نشسته بودند، براي اولين بار با گل احسان حاج صفي ساكت شد.

پرسپوليس تا جايي كه مي‌توانست تلاش كرد اما تا دقيقه‪ ۹۰ +۶‬نتوانست دفاع سپاهان را بشكند.

در وقت اضافه سپهر حيدري با ضربه سري كه بهترين ضربه او نبود توانست دروازه تيم اصفهاني را باز كند.

صحنه‌هاي شادي هواداران پرسپوليس باورنكردني بود. در سال‌هاي اخير به ندرت در ورزشگاه آزادي شاهد چنين هيجاني بوده‌ايم و مسابقه يادآور تاثيري بود كه اين ورزشگاه مشهور آسيا مي‌تواند داشته باشد.

درست است كه هميشه يك تيم برنده مي‌شود اما تساوي در اين مسابقه راضي كننده نبود. يك تيم بايد مي‌برد تا تاثير كسر امتياز را از بين ببرد. اگر سپاهان در تهران به پيروزي مي‌رسيد حتي با اعمال كسر امتياز هم هنوز دو امتياز بيشر از پرسپوليس داشت.

با توجه به درخواست تجديد نظر پرسپوليس براي كسر شش امتياز توسط فيفا، در صورت تساوي دو تيم سرنوشت اين فصل به دست حقوق دانان سپرده مي‌شد و نتيجه تجديد نظر هر چه بود هيچكس را راضي نمي‌كرد. سپاهان قهرماني را از دست مي‌داد، پرسپوليس نمي‌توانست جشن قهرماني را در زمين بگيرد و فوتبال ايران به هيچ وجه چهره خوبي را از خود به نمايش نمي‌گذاشت.

مسابقه خوبي بود اما نتيجه خوبي براي سپاهاني كه در تمام فصل درخشيده بود و در جام باشگاه‌هاي آسيا و همچنين جام باشگاه‌هاي جهان عملكرد خوبي از خود به نمايش گذاشته بود، نداشت.

درست است كه پرسپوليس با شكست ركورد پيروزي‌ها و گل‌هاي زده قهرمان شد اما همين چند هفته پيش گفته مي‌شد كه به خاطر علمكرد اين تيم روزهاي حضور افشين قطبي به پايان رسيده است.

اما قطبي با وجود همه اين داستان‌هاي و شايعات و گزارش‌ها از پشت پرده باشگاه پرسپوليس صبح يكشنبه را با طعم قهرماني شروع كرده است.


 

نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 21:45 موضوع | لینک ثابت


سلام دوستان عزیز سال نو همگی تون مبارک باشه البته یک روز دیگه مونده به سال جدید !

امیدوارم که سالی سرشار از خوشبختی و آرزومندی را در پیش رو داشته باشد

------------------------------------------------------------------------------------------

این مطلب رو بخونید مطمئن باشید ضرر نمی کنید

------------------------------------------------------------------------------------------

« درمورد اين قوانين که متنوع و متفاوت هم ممکنه باشه زياد گفته شده و هر که هم به سليقه ي خودش به اون اشاره کرده، اما بعضي از نکته ها هست که اغلب به اون توجه کردن مثل قوانين زير:

قانون نخست: تا ندونين چي مي خواين به هدف نمي رسين

قانون دوم: اين خود شما هستين که سرنوشت خودتونو رقم مي زنين

قانون سوم: هر که از کار خودش سودي مي بره

قانون چهارم: به جاي انکار واقعيت ها به اونها توجه کنين

قانون پنجم: يا موفق مي شين يا موفق نمي شين

قانون ششم: زندگي به عمل پاداش مي ده

قانون هفتم: حقيقتي در کار نيست؛ مهم استنباط شماست

قانون هشتم: مشکلات و گرفتاري هاي زندگي تموم شدني نيست

قانون نهم: ما به ديگران مي آموزيم که چگونه با هامون رفتار کنن

قانون دهم: بخشيدن نشونه ي قدرته»

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
موفق و پیروز باشین


 

نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 12:28 موضوع | لینک ثابت


ADD This ID ~~> ROBO.SHAHREKORD

سلام دوستان عزیز   دوباره اومدم !!

خوب از اینکه robo.shahrekord رو خیلی هاتون ادد کردید توی مسنجر هاتون ممنونم !

ولی هنوز خیلی ها نمی دونن که اصلا روبات چی هست و این آی دی کارش چی هست !!؟

 

برای شروع میگم که ROBO.SHAHREKORD در اصل یک یاهو روبوت هستش که کارش فقط جواب به پی ام های مخاطبش هست . مثلا شما ازش یه چیزی رو می پرسین و یا اینکه چیزی رو بهش میگین و روبوت چک می کنه توی پایگاه داده هاش ببینه که برای این کلمه پاسخی داره یا نه !

اگه داشت که بلافاصله جواب میده ، اگه هم نداشت میگه که بلد نیستم و شما می تونین یادش بدید !

برای یاد دادن به روبات از این دستور استفاده کنید !

learn "soal" "javab"   ~~~~>  Intori/

فراموش نکنید که حتما / را اول بزنید !

 

اگر هم کلمه ای مد نظر شما بود واسه یاد دادن و اون کلمه قبلا ثبت شده بود از این دستور استفاده کنید

edit "soal" "javab"   ~~~~>  Intori/

بعدش دیگه سلامتیتون

امتحانات هم کمکم تموم شد !!

خدایی ریاضی سوم نهایی خیلی سخت بود   من که میفتم با اجازتون

آخه شما سومیا بگید سخت نبود خداوکیلی ؟

راستی پیروزی هم که ضد حال اساسی زد

 

بچه ها ازتون خواهش می کنم روبات شهرکردیا رو به همه اددلیستتون معرفی کنید

robo.shahrekord

خوب دیگه فعلا خدانگهدار


 

نوشته شده توسط آرش در جمعه هجدهم خرداد 1386 ساعت 18:0 موضوع | لینک ثابت


یه عاشقم یه عاشق عاشق سر سپرده

 بیا به دیدن من تا عاشقت نمرده

 توی زندگی تویی دار و ندارم

میریزم به پای تو هرچی که دارم

 همه هستی من یه قلب ساده است

 که اون هم برای تو هدیه میارم

 من یه سوالم تو برام جوابی

 تشنه خوابم تو هریر خوابی

ماهی افتاده به خاکم به خاک

 تو چشمه پاک و زلال آبی

 هرچه بودم هرچه هستم باتو بودم با تو هستم

 گرچه در چشم جماعت کوچه گردی بت پرستم

 عشق پاکت چون شقایق در دل من ریشه بسته

 ای که با جام لبانت توبه می را شکستم

عشق تو جاری شده تو رگام به جای خون

آخه راه شادی رو تو به من دادی نشون

همه لحظه های من پره از صدای تو

 تو تموم لحضه ها تو برای من بمون

تقديم به بهترينم که خيلی دوستش دارم 


 


 

نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 21:25 موضوع | لینک ثابت


سلام من دوباره اومدم !

اميدوارم همگي خوب باشن  و اونايي هم كه از گيم نت و كافي نت استفاده مي كنن از سرويس دهي رازي باشن

~~~~~~~~~~~~~~

عيد نوروز هم كم كم داره فرا ميرسه !‌

اگه بدونيد چقدر حال ميده وقتي مي بينم مردم دارن خونه تكوني مي كنن

مغاذه هاشونو مي ريزن بيرون !‌ و گرد گيري مي كنن  

اين دوران خيلي خوبه !

كاشكي ميشد هميشه اينطوري باشه

شهركرد هم امسال تقريبا داره مي تركونه از نظر سرويس دهي

پيشنهاد مي كنم "‌ اگه اختيارتون دسته خودتونه "‌  

بياين و از شهركرد و جاهاي ديدنيش ديدن كنيد

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

دشت لاله هاي واژگون :

آخه كجاي دنيا ديدي لاله ايجوري ؟

~~~~~~~~~~~~~~~~~~

بازم هست ولي بعدا چون اينجا شلوغه نميشه بي خيال باشم

فعلا باي باي  


 

نوشته شده توسط آرش در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت


آزمايش CIA

حدود چند ماه قبل CIA شروع به گزينش فرد مناسبي براي انجام کارهاي تروريستي کرد. اين کار بسيار محرمانه و در عين حال مشكل بود؛ به طوريكه تستهاي بيشماري از افراد گرفته شد و سوابق تمام افراد حتي قبل از آنكه تصميم به شرکت کردن در دوره ها بگيرند، چك شد.
پس از بررسي موقعيت خانوادگي و آموزش ها و تستهاي لازم، دو مرد و يك زن ازميان تمام شرکت کنندگان مناسب اين کار تشخيص داده شدند. در روز تست نهايي تنها يك نفر از ميان آنها براي اين پست انتخاب مي گرديد. در روز مقرر مأمور CIA يكي از شرکت کنندگان را به دري بزرگ نزديك کرد و در حاليكه اسلحه اي را به او مي داد گفت :
«
ما بايد بدانيم که تو همه دستورات ما را تحت هرگونه شرايطي اطاعت مي کني، وارد اين اتاق شو و همسرت را که بر روي صندلي نشسته است بكش
مرد نگاهي وحشت زده به او کرد و گفت :
«
حتما شوخي مي کنيد، من هرگز نمي توانم به همسرم شليك کنم
مأمور CIA نگاهي کرد و گفت : «مسلما شما فرد مناسبي براي اين کار نيستيد
بنابراين آنها مرد دوم را مقابل همان در بردند و در حاليكه اسحه اي را به او مي دادند گفتند :
«
ما بايد بدانيم که تو همه دستورات ما را تحت هر شرايطي اطاعت مي کني. همسرت درون اتاق نشسته است اين اسلحه را بگير و او بكش»
مرد دوم کمي بهت زده به آنها نگاه کرد اما اسلحه را گرفت و داخل اتاق شد. براي مدتي همه جا سكوت برقرار شد و پس از 5 دقيقه او با چشماني اشك آلود از اتاق خارج شد و گفت :
«
من سعي کردم به او شليك کنم، اما نتوانستم ماشه را بكشم و به همسرم شليك کنم. حدس مي زنم که من فرد مناسبي براي اين کار نباشم
کارمند CIA پاسخ داد :
«
نه! همسرت را بردار و به خانه برو
حالا تنها خانم شرکت کننده باقي مانده بود. آنها او را به سمت همان در و همان اتاق بردند و همان اسلحه را به او دادند :
«
ما بايد مطمئن باشيم که تو تمام دستورات ما را تحت هر شرايطي اطاعت مي کني. اين تست نهايي است. داخل اتاق همسرت بر روي صندلي نشسته است. اين اسلحه را بگير و او را بكش
او اسلحه را گرفت و وارد اتاق شد. حتي قبل از آنگه در اتاق بسته شود آنها صداي شليك 12 گلوله را يكي پس از ديگري شنيدند. بعد از آن سر و صداي وحشتناکي در اتاق راه افتاد، آنها صداي جيغ، کوبيده شدن به در و ديوار و ... را شنيدند. اين سرو صداها براي چند دقيقه اي ادامه داشت. سپس همه جا ساکت شد و در اتاق خيلي آهسته باز شد و خانم مورد نظر را که کنار در ايستاده بود ديدند. او در حاليكه عرق را از پشاني اش پاك مي کرد گفت :
«
شما بايد مي گفتيد که گلوله ها مشقي است است. من مجبور شدم مرتيكه را آنقدر با صندلي بزنم تا بميرد


 

نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 ساعت 13:9 موضوع | لینک ثابت


Image 

به جونه بچه هات قسم اصلا حس آپدیت نیست ...!

روز ها تکراری ... آغازی بی پایان ... راهی ناپیدا ...

  بهتره بشینیم همون چتمونو ادامه بدیم ....

Image                                                               ۲۴/۹/۸۵


 

نوشته شده توسط آرش در جمعه بیست و چهارم آذر 1385 ساعت 12:34 موضوع | لینک ثابت


 سلام دوباره

بابا یکی بیاد این اینترنتا از من بگیره

دارم دستی دستی خودمو به FUCK میدم 

از صبح خوروس خون   پشت اینترنت تا شب" به قول پیرزنا " شاغال خون با اینترنت سرو کار داریم

این وضعیت چشمام در آینده ای نه چندان دور

این هم دستام " " " " "

ولی خداییش این چت هم به جایی نمی رسونه آدما

این یکی از نصایح  بزرگ کتاب بزرگ  "خاطرات الادین کبیر "  بود که وقتی چند شب پیش تو ایوون  خونمون مطالعه می کردم بهش برخوردم

دیروز تو سایت نوسازی خبر داده بود که داروی HIV توسط ایرانیا کفش شد     " راست یا دروغش با خودشونه "

حالا مگه میشه بین N کشور ، ایرانیا داروی ایدز را کشف کنن

وضعیت فیلم دیدنم رو به پسرفت خفنیه  هفته ای یکی دو تا !ریسیور  هم بنا به دلایلی جمع شد   وقتی تهران ... می خای شهرکرد...  

راستی   یکی از خاطرات مذهبی را     داشتم که بد نیست شما هم گوش کنید

                                    دانلود کنید

البته بازم دارما   ولی یه کم موقعیت اینجا جواده  

همشونو آپلود می کنم یکجا بعد هرکس خواست پی ام بده لینک دانلود بدم              

بازم میام 

                                                            چهارشنبه 15/6/85


 

نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 ساعت 12:26 موضوع | لینک ثابت


این روزا بد جوری حالم گرفتس  

وقتی همه رفیقات بهت نارو بزنن ...  

اونم نه یکی یکی ، همه ... هرکدوم به نحوی حال گیری می کنن  

به خدا از زندگی سیر میشه هر کس باشه  

نمی دونم این دیگه چه نوع طالعیه که ما داریم ...  

بی خیالش ..... اینم بمونه   بذار ببینیم آخرش چی میشه ...

""""""""""""""""

راستی کلی فیلم دیدم ... اونم ترسناک  

از اون روز هم که اسپایس رو بستن دیگه ولگردی شروع شده توی ماهواره ها

من تنها نیستما   همه همینطورین ، کلی شبکه جدید پیدا شده که نمی دونم متاسفانه یا خوشبختانه ۶۰ ٪ ایتالیایی و اسپانیش هستن یکی دو تا هم انگار از آلمان بود ولی مثل این شبکه عربی ها

خودتون بقیش رو میدونید ... یه چیز تو مایه ها امارات متحده عربی ...

"""""""""""""""""""""""""""""

فیلم شکارچیان خون آشام را پیشنهاد می کنم یه جوری گیرش بیارین ببینید ...

بعدش The Ring Two که خداییش ترسناکه  

اگه ریسیوتون بالاس دانلود کنید از اینجا :

Download Now حجمش 698 مگابایت
Download The Ring Two [2005] - Part 01
Download The Ring Two [2005] - Part 02
Download The Ring Two [2005] - Part 03
Download The Ring Two [2005] - Part 04
Download The Ring Two [2005] - Part 05
Download The Ring Two [2005] - Part 06
Download The Ring Two [2005] - Part 07
Download The Ring Two [2005] - Part 08

راستی یه وقت فکر نکنید حالا میخام هر هفته ازینا بذارم دانلود کنیدا ...  

این چون ارزش دیدن داشت گفتم ببینید  

از علی جون هم تشکر میکنم ( ALADDIN )  


 


 

نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 ساعت 14:1 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting